X
تبلیغات
آرامــــش بــــــا خــــــــدا
رسیدن به آرامشی حقیقی @ aramesh_ba_khoda
سلام

مینویسم تا بمونه

دیروز آزمون دکتری دادم

باورم نمیشه اینقدر زمان داره زود می گذره

خدا یا تو ازم رازی هستی ..........

خدا یا ممنونت هستم .........

شاید نماز شب نخونم .......

شاید گناه کنم......

اما میگم تا بمونه

همیشه  تنها امیدم تو بودی و همیشه تنها دارایم تو هستی.

کمکم کن برای تو گام بردارم ؛ حرف بزنم ، نماز بخوانم و حتی نفسم هم برای تو باشه.

حال دیگر خوشحالم گر با تو باشم .

حتی در بدترین حالات ، فقط تو از من رازی باش

فقط تو....

خدا یا منو یه بار دیگه بطلب کربلا


+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1391ساعت 3:27  توسط مهدی | 
سلام

من امروز شیرینی قبولی کارشناسی ارشد رو به دوستام دادم جای شما خالی ، خیلی خوب بود یه ۱۰ هزار تومانی هم خرج شد ولی خوب دیگه مهمان حبیب خداست!

منظورم از امای آخر جملم اینه که انسان مدام در حال پیشرفته یا فکر می کنه که مدام داره پیشرفت می کنه ولی وای به روزی که این پیشرفت یک جانبه بشه همون جمله ی معروف عالم بی دین یا عابد کاهل منظورمه .. خدا کنه ما از اوناش نباشیم به هر حال آرزو می کنم همتون ارشد قبول بشید و توی زنگی موفق باشید . البته این قبولیم رو همچنان مدیون اربابم حســـــــــــــــــــینم( ممنونتم آقا).

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 9:20  توسط مهدی | 
سلام

نمی دونم چرا.....

     ولی همیشه دوست دارم که با تمام وجودم داد بزنم

                                         یاحســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین جــــــــــــــــان

امروز و همه روز اگه تو این خط ماندی که عاقبت به خیری اما

اگه نموندی و رفتی .......................................................................................

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 21:55  توسط مهدی | 
                        

 

ابروی حسـین به كهكشان می ارزد

یك موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتـم كه بگو بهـشت را قیمت چیست

گفتـا كه حسـین بیش از آن می ارزد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 17:13  توسط مهدی | 

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به تو که مثل خود منی ، عاشقِِِِ آرامش

اخرین حرفمو به عنوان نتیجه ۴ سال زندگی دانشجویی و هزار سال تجربه از گناه و نیازمترین شخص به آرامش بت می زنم خواه گوش کن  و خواه...

بخدا ندیدم هیچ آرامشی مگر در توسل به اربابانه کربلا

که دیگه اسم نمی برم کیان  اما ... برو عباسی شووو برو خدایییی شو برو دیوانه شو برو هیئتی شو

وسلام علیکم و رحمت الله و برکاتو

بنده ناچیز خدااااااااااا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 16:19  توسط مهدی | 
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 0:3  توسط مهدی | 

 

التماس دعا 

پخش زنده حرم امام حسین (ع)

پخش زنده حرم حضرت عباس (ع)

پخش زنده حرم امام رضا (ع)

پخش زنده ضریح مطهر امام رضا (ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 20:55  توسط مهدی | 

به نام خدا رحمان رحیم

سلام به تمام اونایی که ...................................؟

خیلی غلطا از من و  تو سر زده از من بیشتر از تو

اما یادت باشه اگر یه روز یه گناه سنگینی از تو سر زد

رو به قبله وایسا بگو آقا امام حسین  نفهمیدم

نفهمیدم ...درستش کن

شما ها و ماها زیاد زمین می خوریم ....

از ارباب رو بر نگردونی ها

بابا هیئتی تمام شیاطینو برا ی من و تو مامور کردن  

تا  زمین خوردی  زود بلند شو 

بگو السلام علیک یا ابا عبدالله

 

 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــخدا معجزه می شه

 

به چشم دیدم باورم شد

به چشم می بینی و بعد باورت می شه  

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 20:2  توسط مهدی | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام علیکم  به تمام عاشقان امام حسین

امام حسین ما رو هم شفا داد بخدا که خیلی بامرامی امام حسین

من دی ماه میرم کربلا

خدا خودش گناهان منو ببخشه .......... ما قابل نبودیم ...... آخ که چه کسی رو طلبید .........

اینم برای اونایی که دلشون لک زده برای کربلا.....

شفا به دست امام حسین

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 20:14  توسط مهدی | 

خدا

آخر چرا جواب ندادی ؟؟؟   ،  هر روز شیطان لعنتی  ،    خط های ذهن مرا اشغال میکند  ، هی با شماره هایی غلط زنگ میزند  ، آنوقت من اشتباه می کنم و او  ،  با اشتباهای دلم حال میکند ،  دیروز یک فرشته به من می گفت : تو گوشی دل خود را کج گذاشتی ، آنوقت ها که خدا به تو زنگ  میزند  ، آخر چرا جواب ندادی ... چرا برنداشتی ، امروز پاره است آن سیم ها که دلم را ، تا آسمان مخابره میکند  ، اما  ،  با من تماس بگیر خدایا  ، حتی هزار بار ... ،

وقتی که نیستم

لطفأ پیام خودت را

روی پیام گیر من بگذار

با من تماس بگیر خدایا...

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 14:12  توسط مهدی | 

« من از یک راه طی شده با شما حرف می زنم، من هم سال های سال در یكی از دانشكده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام، موسیقی کلاسیک گوش داده ام، ساعت ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی كه نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و كتاب «انسان تك ساحتی» هربرت ماركوزه را  ـ بی‌آنكه آن زمان خوانده باشم ـ طوری دست گرفته‌ام كه دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه كتاب هایی می‌خواند، معلوم است كه خیلی می‌فهمد ... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی كشانده است كه ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران كنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم كه«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است كه هر كس بر استي طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت. اما سرانجام تمام نوشته‌هایم ( تراوشات فلسفی، داستان‌های كوتاه، اشعار و ...) را در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم كه دیگر چیزی كه حدیث نفس باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاورم به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز!  سعی كردم كه خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شكر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام سعی كردم كه خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، تا هر چه هست خدا باشد.»

شهيد آويني

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 14:0  توسط مهدی | 

بسم الله الرحمن الرحیم

صبر کن تا داستانشو کامل بگم

یکی بود یکی نبود .؟!

یه روز یه کوه نورد خواست بلند ترین کوه جهان رو فتح کند گفت به خودش به تنهایی کوه را فتح می کنم

خیلی تلاش کرد ......... در ۱۰ متری فتح کوه بود که ناگهان در ان شب تاریک پاش می لغزد و سر می خوره می یفته

در حال سقوط هی با خودش فکر می کرد در حالی که داشت تو سیاهی دره کوه پرتاب می شد هی به فکر زندگی زن

بچه و دوران زندگیش افتد و یک دفعه از تمام وجود داد زد خدااااااااااااا کمکم کن خدا غلط کردم می خواهم توبه کنم

خدا دیگه این بار با تمام وجود به تو ایمان آوردم .....

یک دفعه طنابی رو که به دور کمرش بود و به دیوار کوه میخ کرده بود نگرش می داره

بعد از آسمان صدایی میاد اگر می خواهی کمکت کنم این طناب رو پاره کن و اونو ببر

مرد که خیلی ترسیده بود این کار رو نمی کند و و طناب را محکم می گیرد و به ان می چسبد

.........................   بعد از چند روز .....................

گروه نجات می بینند میردی در حالی که تناب را محکم در دستش گرفته یخ زده از گوه اویزان است 

و تنها یک متر تا زمین فاصله     .......  آره در حالی که در یک متری زمین بوده  یخ زده بود

آره خدا هم حی به ما می گه مگه نمی خواهی راحت بشی این طنابی که از غیر من به دور کمرت بستی پاره کن

بابا نترس سقوط نمی کنی تو در یک متری زمینی    

همیشه باید یادمون باشه که خدا از هرکس ما رو بیشتر دوست داره و ما همواره در دست راست خدا قرار داریم

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 16:5  توسط مهدی | 

حضرت رسول فرمود : من از دنیا شما سه چیز را دوست دارم ؟!

۱- عطر

۲- زنان

۳- نور چشم در نماز

حضرت علی نیز فرمود : من از دنیا شما سه چیز را دوست دارم ؟!

۱- پزیرایی و احترام مهمان

۲- روزه گرفتن درتابستان

۳- شمشیر زدن

جبرئیل فرمود :من نیز از دنیای شما سه چیز را دوست دارم ؟!

۱-کمک به درماندگان

۲-راهنمایی و ارشاد گمراهان

۳- انس با کلام خدا

میکائیل آمد و گفت : یامحمد خدایت سلام می رساند و می فرماید : من هم از دنیا شما سه چیز را دوست دارم؟

۱- قلب خاشع

۲- چشم گریان

۳- جوان توبه کار

..........................................................................................     التماس دعا     ...........  ماه رمضان مبارک باد ..........

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 15:18  توسط مهدی | 

 

کسی از امیرالمومنین درخواست کرد که موعظه ای بفرمائید امام فرمود:

 

1- از آنان نباش که بی عمل امیدوار است و با آرزوی دراز توبه را به تأخیر می اندازد .

2- در دنیا سخن زاهدانه می گوید اما عملش دنیا طلبانه است .

3- اگر از دنیا به او بدهند سیر نمی شوند و اگر ندهند قناعت نمی کند.

4- از شکر آنچه دارد ناتوان است ولی بیشتر می خواهد .

5- از بدی نهی میکند ولی خودش ترک نمی کند به خوبی فرمان میدهد اما خودش انجام نمی دهد.

6- خوبان را دوست دارد اما کار آنان را نجام نمی دهد .

7- گناه کاران را دشمن می دارد اما خودش از آنان است.

8- بخاطر گناهان بسیارش از مرگ خوشش نمی آید اما همچنان گناه می کند.

9- اگر بیمار شود پشیمان می شود و چون تندرست شودسرگرم خوشگذرانی می شود.

10- اگر عافیت یابد به خود میبالد ولی اگر گرفتار و مبتلا شود مأیوس می شود.

11- اگر بلایی به او برسد با زاری و ناله رو به خدا آورد و چون به راحتی رسد مغرور و روی گردان می شود .

12- در آنچه گمان دارد نفس او بر او غالب است ولی در آنچه یقین دارد مثل مرگ و قیامت بر نفس خود   نمی تواند غلبه کند.

13-  بر دیگری بیمناک است به گناهی کمتر از گناه و برای خود امید پاداش دارد بیشتر از کارش.

14- در بی نیازی سر به طغیان می گذارد و چون فقیر میگردد مأیوس و سست می شود.

15- در عمل کوتاهی میکند و در سوال اسرار می ورزد .

16- اگر تمایلات نفسانی پیش آید گناه را جلو می اندازد و توبه را به تاخیر می افکند .

17- اگر دچار تنگ نا و سختی شود از ائین دین داری فاصله می گیرد.

18- عبرت را وصف می کند اما خودش عبرت نمی گیرد .

19- پند زیاد می کند اما خودش پند نمی گیرد.

20- پرگویی کم کار است .

21- در آنچه فانی است پیشتاز است و در آنچه که باقی سهلنگار .

22- سود را زیان می بیند ، زیان را سود میپندارد

23- از مرگ بیمناک است ولی فرست را از دست می دهد .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 9:3  توسط مهدی | 

 

سفر زیارتی و سیاحتی و همیشگی آخـــــــــــــرت

ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید :

نام : انسان       نام خانوادگی : آدمیزاد       نام پدر : آدم          نام مادر : حوا    لقب :اشرف مخلوقات     نژاد : خاکی    صداره از : دنیا                                 ساکن : کهکشان راه شیری منظومه شمسی زمین      مقصد : برزخ          ساعت حرکت و پرواز : هر وقت خدا صلاح بداند           وسیله نقلیه : تابوت

مکان : بهشت ... اگر نشد جهنم

 

(( وسایل مورد نیاز ))

۱- دو متر پارچه سفید ۲- عمل نیک ۳- انجام واجبات و ترک محرمات ۴-امربه معروف و نهی از منکر

۵-دعا والدین و مومنین ۶- نماز اول وقت ۷- ولایت ائمه اطهار ۸-اعمال صالح تقوا ایمان

 

((تــــــــــــــــــــــــــو جــــــــــــــــــــــــــــــه؟! ))

۱- خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات را قبلا پرداخت نمائید .

۲-از آوردن ثروت و مقام و منزل و ماشین حتی داخل فرودگاه  جداْ خودداری نمائید.

۳-حتماْ قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گل های سنگین و سنگ قبر گران و تجملاتی و نیز مراسم پر خرج و غیره خودداری نمایند .

۴-جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور فقرا و مستضعفین مشخص نمائید .

۵- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس و غیبت و تهمت و غیره ... جداْ خودداری فرمائید.

 

(( برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر (ص) مراجعه نمائید ))

تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی - رایگان - مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد .

در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی بر خوردید با شماره ی زیر تماس حاصل فرمائید .

۱۸۶ سوره بقره - ۴۵ سوره نساء - ۱۲۹ سوره توبه - ۵ سوره اعراف - ۲و۳ صوره الطلاق

امید واریم سفر آسوده ایی در پیش داشته باشید .

((سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل ))

لطفا برای احترام به ائمه اطهار و خوشنودی آقا امام زمان (عج) این بر گه را در تمام وبلاگ های خود در دید تمام مسلمانان جهان قرار دهید

پیوست : صــــــــــــــلوات

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 17:31  توسط مهدی | 

(( دوِ،چهار،چهار،سه چهار ))، مــنزل خـــدا؟

الو! الـو! سلام این منم مزاحمی که آشناست

اين عشق خدائیست 

هزار دفعه این شماره را دلــم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

شما که گفتهاید پاسخ سلام واجب است

به ما که میرسد حساب بنده هایتان جداست ؟

الو!دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابی از دل عشق خدائیست یا عیب از سیم هاست

خدا!صدای تو نمیرسد ،کمی بلندتر

صدای من چطوره ؟ خوب و صاف و واضع و رساست ؟

************

اگر اجازه میدهی برات در دل کنم

شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

خودت گفتی مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را

خوب این عشق خدائیست که شما را میخواند

من میگویم همه عاشقون را  به خودت عشاق تر کن

 تا ارامش روحشان عمیقتر به تو شوند 

خدا مرا بغل کن ،کمی نوازشم بده

حضوره دستهای تو ، عجب گرم و با صفاست

سر مرا به شانات بگیر تا سبک شوم

پنا هگاه این دل شکسته شانه شماست

وقتی طفل گوچگی بودم یادمه مادرم از نیماهای شب آارامش که اسم تو(الله اکبر) از مسجد به گوشمان و دلها میرسید  و این عشق خدائی بود که  صدای دعای نیایش مادر را که میگفت خدایا ،همه را به آرزویها دلشان برسان و.......... تا دمدمای صبح در دلم نقش می بست و حال که بزرگتر شدم هنوز هم همان آهنگ زیبای عشق به تو را از دل مادران خوش فکر اندیشه با عشق خدائیشان زمزمه میکند

میشنوم عجب زیباست این آرامشی که به  عشق خدائی وعاشقان میدهی 

************

خدا مرا ببخش باز هم مزاحمت شدم

دوباره زنگ میزنم ،تا دل عشق خدائی آروم بگیره

دوباره زنگ میزنم ،دوباره تا خدا، خداست ،

و عشق خدائیست

نظر قشنگ شما چیه ؟

 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 15:43  توسط مهدی | 

 

 

الهــــی 

هرگز آن قول آخر را که با هم گزاشتیم فراموش نکرده ام

تو به من دادی اما من به قول خود وفا نکردم 

الهی شــــــــــــکستم من عهد مان را 

اما باز بســــتم عهد دیگری را

خدا یـــا توباز می بخشی

و باز من ... 

خدایا توفیق بندگی به ما بده و لذت و آرامش آن را به ما بچشان

دوست من سلام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 14:51  توسط مهدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ؟!
آرامش حقیقی در وجود خود شماست
با خـود مـهربان تر و صمیمی تر شوید
از شناخت خود به شناخت خدا برسید
در وجود شما کسی در انتظار نشسته
با او باشید و به او گوش دهید ........
او شما را آرام خواهد کرد ..........
خود را فراموش نکنید ........
التماس دعا

نوشته های پیشین
آذر 1391
مهر 1389
دی 1388
مهر 1388
تیر 1386
اردیبهشت 1386
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
مقالات مذهبی (غافر)
عشق خـــــــــــــدائی
غریبانــــــــــــــــــــــــه
بهشــــــــــــــــــــــــت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


لینک به دوستان
مقالات مذهبی،مناسبتها